عطا ملك جوينى
885
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي )
است استفاده نمودهاند . و چون تأليف آقاى كسروى به تازگى منتشر شده و در محلّ دسترس عموم است لهذا ما بيش ازين اطالهء كلام را در اين مبحث ضرور نديده خوانندگان را كه طالب تفصيل بيشتر درين خصوص باشند به كتاب مزبور حواله مىدهيم « 1 » . ( 83 - ) - ص 784 س 15 ، دواتدار كوچك : هو امير الحاجّ مقدّم الجيوش مجاهد الدّين ابو الميامن ايبك المستنصرى المعروف بالدّويدار الصّغير . در ابتداى حال از خواصّ بستگان مستنصر خليفه بود و سپس در دورهء خلافت مستعصم متدرّجا ترقّيات نمايان نموده بالأخره در اواخر عهد خليفهء مزبور يكى از اعاظم رجال درجهء اوّل مملكت به شمار مىآمد و با شرف الدّين اقبال شرابى « 2 » و علاء الدّين الطبرس معروف به دواتدار بزرگ « 3 » و سليمان شاه بن پرچم ايوائى اتى الذّكر اركان اربعهء دولت آن خليفهء مستضعف را
--> ( 1 ) - در اينجا علّامه قزوينى در خصوص اين طايفه جستانيان توضيحات مفصّلى دادهاند كه ما به خاطر ارجاعى كه خود علّامه به كتاب « شهرياران گمنام » دادهاند از حروفچينى آن قسمت ( صفحات 449 - 434 از متن اصلى كتاب ) صرفنظر نمودهايم . ( شارح ) ( 2 ) - هو شرف الدّين ابو الفضائل اقبال الشّرابى ، از خواصّ مماليك مستنصر و شرابى خليفهء مزبور بود و سپس سپهسالار لشكر وى گرديد و در عهد مستعصم نيز بيش از پيش به مزيد تقرّب اختصاص يافت تا عاقبة الأمر چنان كه در متن گفتيم يكى از اعاظم رجال درجهء اوّل مملكت بشمار مىآمد و تا او در حيات بود ادارهء امور دولت به حسن كفايت و تدبير وى در غايت انتظام مىگذشت و فقط پس از مرگ او بود كه اختلال در احوال ظهور نمود . در حملات مكرّر مغول بر سواد عراق قبل از واقعهء كبراى بغداد صاحب ترجمه در دفاع از آن نواحى خدمات شايان از خود بروز داد . وفات وى در 18 شوّال سنهء 653 بوده به بغداد سه سال قبل از فتح آن شهر به دست مغول . صاحب ترجمه مردى نيك فطرت و بلندهمّت و شجاع و صاحب خيرات و مبرّات و صدقات بوده و در بسيارى از نقاط مملكت و مكّهء مشرّفه و عرفات مدارس و مساجد و رباطات و ساير بقاع الخير بنياد نهاد و بر آنها اراضى و مستغلّات مرعوب وقف نمود . براى اطّلاع از سوانح احوال وى رجوع شود به حوادث الجامعة ص 24 ، 45 - 48 ، 76 ، 80 ، 89 - 99 ، 109 - 114 ، 157 ، 162 ، 167 - 171 ، 200 ، 253 ، 308 - 309 ، 497 ، و ابن ابى الحديد 2 : 370 ، و الأعلام بأعلام بيت اللّه الحرام از قطب الدّين حنفى ص 177 ، و شفاء الغرام باخبار البلد الحرام از تقىّ الدّين فاسى ص 108 ، و الفخرى ص 41 ، 446 ، و جامع التّواريخ طبع بلوشه ص 343 . ( 3 ) - هو علاء الدّين ابو شجاع الطبرس بن عبد اللّه الظّاهرى المعروف بالدّويدار الكبير . از مماليك خليفه ظاهر و دواتدار او بود و به همين مناسبت نيز به « ظاهرى » معروف بود و در عهد مستنصر و مستعصم متدرّجا به اعلى درجات دولتى ارتقا جست . زوجهء وى دختر بدر الدّين لؤلؤ صاحب موصل بود و در شب زفاف مستنصر صدهزار دينار زر نقد وى را بخشيد . گويند عايدى املاك خاصّهء او ساليانه به سيصد هزار دينار بالغ مىشده است . وفات وى در ماه شوّال سنهء 650 بوده به بغداد و در مشهد امام موسى الكاظم عليه السّلام مدفون گرديد . و ابن ابى الحديد را در حقّ وى مراثى غرّاست ( حوادث الجامعه 265 - 266 ) . و او را پسرى بوده موسوم به فلك الدّين محمّد امير الحاجّ كه در واقعهء كبراى بغداد به قتل